عرفانی
فاطمه یه پسرعمه داره که بی نهایت دوستش داره.
فاطمه وعرفان تو سیزده بدر حسابی بازی کردن آخرشب واقعا چرکی شده بودن وقتیم میخواستیم
لباساشونو عوض کنیم قبول نمیکردن فکر میکردن میخوایم برگردیم خونه .فاطمه که کفششم دراورده بود
وبادمپایی بازی میکرد

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عرفانی
